صفحه اول     درباره ما     تماس با ما     پیوندها   جمعه، 19 شهریور 1389 - 03:07   
  تازه ترین نوشته ها:طبیعت گرایی در"این شعرها ادامه باران است"     نقش ایرانیان در تمدن جهان     تکثیر دوباره هفتادو دو سرو     ملت ایران اگر مملکت می خواهد...     بپر... بپر!       
نسخه چاپي - ارسال به دوستان - اندازه متن: + -  شماره: 81چهارشنبه، 22 اردیبهشت 1389 - 22:21
دست های نارنجی
آخرین گالن 20 لیتری آب را که خواست بلند کند یک جفت دست که کفش حنایی بود مچ دستش را گرفت!
  

آخرین گالن 20 لیتری آب را که خواست بلند کند یک جفت دست که کفش حنایی بود مچ دستش را گرفت!
-     ایول حاجی! دست خوش بابا؛ هرچی ثواب بود که تنها تنها بالا کشیدی!؟
حاج حبیب لبخندی زد و خودش را کنار کشید. مصطفی یک یا علی گفت و سر گالن را روی دهانه تانکر گذاشت. آب داخل گالن قلپ قلپ کرد و یک دقیقه بعد خالی شد.
-    کاروباری بود ما در خدمتیم حاجی...
حاجی دوباره لبخندی زد و نشست و به تانکر آب تکیه داد. مصطفی پنجاه متری دورتر که رفت ایستاد. دستی برای حاجی تکان داد و دوباره به راه افتاد. حاج حبیب دستش را که بالا آورد پنجاه متر دورتر پر از گرد و غبار شد!
چند متر آن طرف تر انگشت های حنا شده آرام تکان می خورد...

تعداد بازدید: 142 ،    
  
نظرات کاربران: 2 نظر (فعال: 2 ، در صف انتشار: 0، غیر قابل نشر: 0)
مرتب سازی بر حسب ( قدیمیترین | جدیدترین | بیشترین امتیاز | | بیشترین پاسخ | کمترین پاسخ)
* نام: حمدی             کشور: جمعه، 24 اردیبهشت 1389 - 00:26
نظر: امید چیز خوبیه
ولی از شما بعیده!
با شناختی که از من دارید این امیدواریتون در نهایت خوشبینیه!
 0       0 
* نام: فرناز             کشور: یکشنبه، 7 شهریور 1389 - 08:15
نظر: ببخشیدا ولی نفهمیدم چی شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
 0       0 

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
کد امنیتی:
 
برنگار
آب و هوای 44 شهر
موتور جستجوی قطره
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها
چنانچه از مطالب این سایت با ذکر منبع استفاده گردد سپاسگزار خواهم بود
papoy1@yahoo.com
Powered By: barnegar.com