صفحه اول     درباره ما     تماس با ما     پیوندها   پنجشنبه، 20 اسفند 1388 - 08:06   
  تازه ترین نوشته ها:عقربه های بغض آلود     عطش آن سوی خاکریزها     تاول پاتم     ژست های دروغین     زرد یا سرخ؟!     بیا بیلون!       
نسخه چاپي - ارسال به دوستان - اندازه متن: + -  شماره: 60یکشنبه، 4 بهمن 1388 - 22:15
پیرمرد ساکت!
پیرمرد دیرش شده بود. دستش را بلند کرد. موتوری ایستاد . - بپر بالا پدرجان ...
  

پیرمرد دیرش شده بود. دستش را بلند کرد. موتوری ایستاد .
- بپر بالا پدرجان ...
مسیر پر پیچ و خم بود و موتوری گاز می داد .
- پدرجان تعریف کن !
از سکوت پیرمرد راضی نبود .
-حالا کجا می ری پدرجان ؟!
دیگه کلافه شده بود. پیرمرد همچنان ساکت بود .
موتوری خیلی زود به مقصد رسید .
- دیگه رسیدیم پدرجان. پیرمرد بازهم چیزی نگفت !
جوان به اعتراض برگشت ...
پیرمرد ترک موتور نبود !

تعداد بازدید: 37 ،    
  
نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
کد امنیتی:
 
برنگار
آب و هوای 44 شهر
موتور جستجوی قطره
 
استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع کاریست اخلاقی!
papoy1@yahoo.com
Powered By: barnegar.com