صفحه اول     درباره ما     تماس با ما     پیوندها   سه شنبه، 18 بهمن 1390 - 10:19   
  تازه ترین نوشته ها:در اهمیت داستان کوتاه     هر چه داریم     وقتی عود روشن کردم     بیشترین محصول     می دانم نگرانی       
- اندازه متن: + -  کد خبر: 16پنجشنبه، 16 مهر 1388 - 19:07
رد یک دوست...
مثل هر شب سر کوچه قرار می گذاریم. ناگهان صدای پای چند نفر، کنجکاوم می کند./ علی جلوتر از بقیه می دود./ -ایست... ایست...
  

مثل هر شب سر کوچه قرار می گذاریم. ناگهان صدای پای چند نفر، کنجکاوم می کند.

علی جلوتر از بقیه می دود.

-ایست... ایست.

کوچه  پر از اعلامیه  می شود!

................................

پس از بیست و سه سال حتم دارم که ردی از علی در این کوچه پیدا می کنم. کبوتری روی لبه ی بام می نشیند.  به طرفش سر می چرخانم. چشمم به نوشته ی روی دیوار زوم می شود.

کوچه ی شهید علی بابایی...

تعداد بازدید: 290 ،    
  

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
کد امنیتی:
 
 
 
 
برنگار
آب و هوای 44 شهر
موتور جستجوی قطره
 
::  صفحه اصلی ::  تماس با ما ::  پیوندها ::  نسخه موبایل ::  RSS ::  نسخه تلکس
چنانچه از مطالب این سایت با ذکر منبع استفاده گردد سپاسگزار خواهم بود
papoy1@yahoo.com
پشتیبانی توسط: گروه نرم افزاری فکا