شاید در حوزه شعر کمتر کسی باشد نام سید ضیاءالدین شفیعی شاعر و فعال ادبی را نشنیده باشد. شاعری که سال ها آثار او جزء برگزیده های ادب معاصر بود. کتاب "پشت به سایهها و صداها"ی او اثر برگزیدهی چهارمین دورهی انتخاب دوسالانهی کتاب دفاع مقدس شد. نخستین مجموعه شعرش با نام "شرح خوابهای گمشده" در سال 1379 جزء شش کتاب مرحلهی پایانی انتخاب کتاب سال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود. همچنین کتاب منتخب شعرهای او که یکی از کتابهای "گزیدهی ادبیات معاصر" است، در دومین دوسالانهی ادبیات پایداری، رتبهی نخست و کتاب "سکوت آزاد است" او در سومین دو سالانهی ادبیات پایداری سال 1383 رتبهی نخست شعر را احراز کردند. همچنین، در نخستین دورهی انتخاب بهترین کتابهای دفاع مقدس استان به خاطر مجموعهی آثارش، به عنوان "مولف برتر" برگزیده شد. او در سال 1387 دبیر علمی هفدهمین کنگره سراسری شعر دفاع مقدس شد و البته سال ها جزء داوران جشنواره بین المللی شعر فجر بود.
آقای شفیعی! بحث داغی که این روزها و شاید هم این سه چهار سال در بین اهالی شعر مطرح است، جشنوارۀ بینالمللی شعر فجر است که همواره حرف و حدیثهای فراوانی را همراه داشته است. بر این اساس چنانچه مایل باشید ابتدا دربارۀ جایگاه شعر در انقلاب اسلامی و بعد جشنوارۀ شعر فجر صحبت کنیم.
سرگذشت شعر، پس از انقلاب، از جهتهای مختلف، سرگذشت شگفتانگیزی است؛ بهویژه از این جهت که شعر در سالهای پس از انقلاب جزء اولین سربازان هنر دینی بود که به میدان آمد و ناجوانمردانه زخمهایی به مراتب فراتر و بیشتر از سایر سربازان تحمل کرد. سینما و موسیقی، و بقیۀ هنر ها ــ حداقل در شأن حرفهای شان ــ زود به کمک انقلاب نیامدند، اما شعر، حتی از سالها و دهههای پیش از انقلاب جزء سربازان وفادار انقلاب بود. بااینحال و برخلاف آنچه شایستهاش بود طی سالهای پس از انقلاب بیمهریهای بسیاری دید. یکی از این بیمهریهای بزرگ که در حق شعر انقلاب روا داشته شد تحمیل موجود ناقصالخلقهای به نام «جشنوارۀ شعر فجر» با 27 سال تأخیر و بعد هم کارنامهای غیر قابل دفاع و بیارج بود. به نظر من جشنوارۀ شعر فجر موجودیتی شدیداً دچار تأخیر و درعینحال شدیداً دچار نقص است و این سرنوشت از اولین لحظهها و روزهایی که زمزمۀ شکلگیری جشنوارۀ شعر مطرح شد قابل پیش بینی بود، که بنده نیز در جمع دوستان گفته بودم و همچنان بر سر همان حرفم هستم و اکنون نیز تکرار و پافشاری میکنم که 27 سال برگزار نشدن جشنوارۀ شعر فجر، به اندازۀ چند سال برگزار شدنش به شعر انقلاب آسیب نرسانده است. چون وقتی جشنواره ای شکل نگرفته توقعی هم بهوجود نمیآورد، ولی زمانی که برگزار شد این انتظار پدید میآید که اگر چه نه در اندازۀ نام بلندی که دارد بلکه از یک حداقلهایی بهرهمند باشد.
وقتی موضوع جشنوارهای در ایران شعر است، یعنی مقولهای که بیش از چند قرن در این کشور سابقه و بنیان دارد نباید بهرغم 27 سال وقفه، چنین آغاز نادرستی داشته باشد. من از همان روزهای اول هم به دوستان عرض کردم که در این 27 سال جشنوارۀ شعر فجر برگزار نشده، هیچ اشکالی ندارد که چهار پنج سال یا هرچند سال دیگر هم برگزار نشود، اما به جایش چند سال تامل کنیم و برای این جشنواره، بنیانهای محکم و پایههای علمی و استواری درافکنیم که وقتی برگزار شد بتواند شأنی همشأن شعر فارسی داشته باشد، اما مصلحتاندیشی و ملاحظهکاری دوستان و بیلانمحوری و گزارشمحوری دوستان، اجازۀ تأمل و دقت را از همه گرفت.
سال اول که هر نقصی پیش میآمد با بهانه و توجیه تأسیسی بودن سرپوش گذاشتند. سال دوم و سوم هم هیچ اتفاق خوبی نیفتاد؛ بهویژه سال سوم که نمیشد از آن دفاع کرد. در جشنوارۀ سال سوم هر انگیزهای را میشد در برگزاری جشواره پیدا کرد الا انگیزۀ خدمت به شعر. کسانی در صف مطرحها و شاعران امروز انقلاب قرارگرفتند (این قید امروز هم از زمرۀ همان لاقیدیهاست) که بعضی از آنها حتی از داشتن یک مجموعه درخور توجه هم محروم بودند و کل عمر شاعری شان به چند سال هم نمیرسید؛ بااینحال جزء شاعران امروز انقلاب بودند. این در حالی بود که جای بسیاری از شاعران مهم انقلاب در تمام سالهای برگزاری جشنوارۀ شعر انقلاب، بهویژه در سال سوم، خالی بود؛ کسانی که واقعاً نمیشود نام و شعرشان را نادیده گرفت.
یکی دیگر از ضعفهایی که این جشنواره داشت توجه بیش از اندازه به افرادی بود که وجهی رسانهای و مرکز نشینی و هر ویژگی دیگر به جز شاعری داشتند. همۀ اینها از این مسئله ناشی میشد که هیچ معیاری برای چگونگی شرکت و انتخاب در جشنوارۀ شعر فجر، از آغاز تا هرگز، وجود نداشته و ندارد؛ اینکه چه نوع شعری و چه نوع شاعرانی میتوانند در این جشنواره شرکت کنند هیچوقت روشن نشده است. از بین شاعران نامدار انقلاب که در سال سوم از آنها غفلت شد میتوان از استاد عبدالعظیم صاعدی (از پیشکسوتان شعر شیعی)، سرکار خانم غزل تاجبخش (از پیشکسوتان شعر زنان)، علیرضا سپاهیلائین، محمدکاظم علیپور، محمدرضا روزبه، رجب افشنگ، کیا باغستانی، زهره نارنجی، نرگس رجایی، و... یاد کرد که از آنها خبری نبود و به جای آنها نام شاعرانی بود که هنوز تا رسیدن به مراتب اولیۀ شعر فاصلۀ بسیاری داشتند.
با این توضیح اینگونه برمیآید که شما معتقدید جشنوارۀ شعر فجر دچار نوعی سیاستزدگی شده است؟
جشنوارۀ شعر فجر شدیداً بیلانمحور است و متولیان و سیاستگذاران آن، تمرکز حرفهای در حوزۀ شعر ندارند و مطامع دیگری را از برگزاری این جشنواره مد�'نظر میگیرند. در همین مسیر هم هست که هر سال یکی دو ماه مانده به جشنواره، فرد صاحبنامی را در عرصۀ شعر مجاب میکنند و مسئولیت برگزاری جشنواره را بر گردن او مینهند و او را وامیدارند از سرعرقی که به شعر دارد از سرمایه و حیثیت ادبی خودش سرمایهگذاری نماید و تاوان نواقص و اشتباهات حضرات را بدهد.
امسال هم که قرار بود جشنواره «رقابتی» باشد هیچکدام از معیارهای رقابت در آن وجود نداشت. در هر جشنوارۀ رقابتی، پیش از هر چیزی باید اسامی داوران، معیارهای سنجش آثار و... اعلام شود.
اینجا باید یادآوری کنم؛ طرح مسائل حاضر شبهۀ بغض و بخلی را در اذهان متبادر نکند؛ چون من حداقل در دو دورۀ گذشته جزء داوران و سرگروههای جشنواره بودم. بهرغم آنکه در همان دو دوره هم همین حرفها را زدهام و در حوزۀ نفوذ سخنم، که شعر دفاع مقدس بود، کوشیدم این حرفها را حداقل محقق کنم، اما دغدغههای من هرگز در گروههای دیگر تعمیم پیدا نکرد.
در دورۀ گذشته هم جزء برگزیدگان بودم که البته هرگز به مراسم اهداء جوایز نرفتم، اینها هیچکدام از سر بغض و بخل نیست، بلکه محصولِ درک و درد شاعری است که برای انقلاب و شعر، 25 سال زحمت کشیده است، جزئیات و روابط درونی شعر انقلاب را میداند، با آن زندگی کرده است، شاعرانش و آثارشان را میشناسد و اکنون هم کار اصلیاش ادبیات است.
جشنوارۀ شعر فجر هرگز معیاری برای شرکت آثار نداشته است. این جشنواره نتوانسته است داوران خودش را معرفی کند. حتی در دورۀ پایانی که دورۀ رقابتی بود تحت فشار رسانهها مدتی بعد از اعلام نتیجه، اسامی داوران آن اعلام شد.
در دورۀ اول تقریباً شاهد تجلیل و تقدیر از شاعران بودیم بدون اینکه آثاری از آنها در جشنواره مطرح باشد.
این هم اتفاق نیفتاد. میخواهم بگویم تمام این ادعاها که در دورههای مختلف مطرح شد هرگز به طور کامل محقق نشد. اگر اینگونه بود چرا از عبدالعظیم صاعدی، از غزل تاجبخش و شاعران نامدار و موثر دیگر خبری نبود؟! وقتی معیار نداشته باشیم حتی سال تأسیس هم سلیقهای میشود.
جشنوارۀ شعر فجر اتفاقی است که بالاخره باید میافتاد و این البته برخلاف عقیدۀ شماست. بالاخره باید از جایی شروع میشد. ولی این تأخیر 27 ساله هنوز جای سؤال دارد! شما میدانید و در اول صحبتمان به نوعی اشاره کردید که حضور شعرای ما در انقلاب پررنگ بود. بااینحال چرا این جشنواره اینقدر با تأخیر برگزار شد؟ آیا دولت باید دست به کار میشد یا خود شعرا باید کاری میکردند؟
شاید عقلای قوم، یعنی بزرگان نسل اول شعر، همین مشکلات و معضلات امروز جشنوارۀ شعر فجر را میدیدند و حدس میزدند که از راه اندازی سراسیمه جشنوارۀ شعر فجر پرهیز کردند. شاید همین مسائل آنها را از برگزاری چنین جشنوارهای در سالهای نخست منصرف میکرد. تا زمانیکه به صاحب اثر و شعرش به شکل تشریفاتی نگاه نمیکنید شعر ناب میجوشد اما وقتی که به شکل تشریفاتی و جنبی به آن نگاه میشود شاعر حتی اگر اثری هم خلق کند به کار خلق نمیآید و کارکرد عکس پیدا میکند فقط ممکن است به عنوان بخشی از یک گزارش کار اجباری به کار شرکت و یا انتخاب در جشنواره بیاید. میخواهم بگویم که این تأخیر خیلی هم بد تدبیر هم نبود. معتقدم که نداشتن جشنوارۀ شعر فجر به این معنا نبود که شاعران توانایی برگزاری آن را نداشتند، بلکه به این دلیل بود که شاعران صاحب منظر نمیخواستند تابع شرایط تحمیلی از سوی سیاستگذاران باشند؛ حتی در دورۀ گذشته که نسبت دولت و سیاستگذاران فرهنگی با شاعران بیشتر بود. درحالحاضر هرچه جلوتر میرویم نسبت شاعران با سیاستگذاران فرهنگی کمتر میشود و در این سالها حتی به صفر رسیده است.
بعضی از شعرا اعتقاد دارند که اگر دولت میخواهد حضور داشته باشد، هزینههای جشنواره را تقبل کند و در کنار آن ناظر برگزاری آن باشد. عدهای هم معتقدند نهادهایی مثل انجمن شاعران ایران یا نهادهایی شبیه به آن، که فرهنگی یا ادبیاند، باید ناظر برگزاری این جشنواره باشند. به نظر میرسد هدایت جشنواره به دست اهالی آن سبب اتحاد بیشتر آن میشود و طبیعی است که اعتراضات کمتری نیز نسبت به آن بهوجود خواهد آمد.
اگر دولت دست از سر شعر بردارد شعر بهتر راه خود را پیدا میکند. یکی از دوستان در مقالهای تحقیقی آورده بود که همۀ هزینههای جشنواره، اعم از ریالی، ادبی و...، حدود یک میلیارد تومان بود (اگر همۀ هزینهها را به عدد تبدیل کنیم) این در حالی است که بازده آن به اندازۀ پانصدهزار تومان هم نبود؟! پس برگزار کردن جشنوارۀ شعر فجر مطامع دیگری دارد که عدهای به دنبالش هستند و دائم بر برگزاریش به این شیوه پافشاری میکنند.
جشنوارۀ امسال رقابتی بود، اما در آن چهرههای مطرح حضور نداشتند. نظر شما دربارۀ حضور نیافتن چهرههای صاحبنام در این جشنواره چیست؟
چون هیچ معیاری در این جشنواره وجود نداشت، نباید انتظار داشت چهرههای صاحبنام و آنهایی که دو سه دهه فعالیت شعری دارند اثرشان را برای جشنواره بفرستند؛ مگر اینکه انگیزهای بهوجود آید که این کار را انجام دهند؛ مثلاً گفته شود که شعرها را داوران مطرح در این عرصه داوری میکنند تا شاعرانی که دو دهه فعالیت کردهاند درخور شأنشان باشد که شعرشان را بفرستد تا این داوران آنها را ارزیابی کنند!؟ اما زمانیکه نه داور مشخص است و نه معیار، معلوم است و بدیهی است پیشکسوت و شاعر جاافتاده ای، شعرش را به جشنواره نمیفرستد. به همین دلیل است که متوسط سن بزرگان جشنوارۀ چهارم، سی سال بود. این در حالی است که در بین شاعرانی که شعر امروز ایران و انقلاب را نمایندگی میکنند، بیش از یکی دو چهره زیر سی سال را نمیتوان پیدا کرد.
جشنوارۀ شعر فجر کتاب راهنمای عملی ندارد. به عبارتی هیچ برنامهای نیست که براساس آن جشنواره مثلاً در دو سطح پیشکسوتان و شاعران تازهکار برگزار شود و برای سطح پیشکسوتان شرط شود که شاعر در یک یا دو سال پیش از آن، کتاب منتشرشده داشته باشد و کتاب منتشرشدۀ او بررسی شود. حتی سطح سنی برای شرکتکنندگان در نظر بگیرند و مثلاً شعر شاعران زیر بیست سال، بین بیست تا سی سال و بین سی تا شصت سال را جداگانه ارزیابی کنند. وقتی چنین راهکار و نقشۀ راهی وجود نداشته باشد جشنوارۀ شعر فجر میتواند تا پنجاه سال دیگر هم هزینههایی را از بودجۀ وزارت ارشاد مستهلک کند و یک بخشی از گزارش سالانۀ وزارت ارشاد را به خود اختصاص دهد، اما به هیچ نتیجۀ معینی نخواهد رسید و جریان ساز نخواهد بود. فکر میکنم جشنوارههای مشابه سالگرد پیروزی انقلاب، اعم از فیلم، موسیقی و تئاتر، برگزار شدنشان برای اهالی آن هنر ذائقه درست میکند و به آنها میگوید که مثلا فیلم باید چه ویژگیهایی داشته باشد تا بتواند در جشنواره برگزیده شود، اما جشنوارۀ شعر تا حالا نتوانسته است برای اهالیاش ذائقه درست کند. اصلاً کسی میتواند بگوید که چه شعری میتواند در جشنوارۀ شعر فجر اقبال داشته باشد؟! این ابهام برای این است که جشنوارۀ شعر چشمبسته پیش میرود.
مشخص شدن داورها ممکن است اثر سویی هم داشته باشد؛ از جمله فشار رسانهها به داوران، تماسهای پیدرپی شاعران و... .
اگر قرار باشد ما اینگونه فکر کنیم که اصلاً نباید جشنواره برگزار کنیم. اتفاقاً یکی از محکهای قوت جشنواره همین است! داور باید کسی باشد که بتواند در برابر نادرستیها مقاومت کند و نظر ادبی صائب داشته باشد. اعلام اسم داور برای کسی که میخواهد اثرش را بفرستد تکلیفش را روشن میکند. من اگر بدانم در جشنوارهای آقای «الف» با این نظریه ی ادبی و پیشینه ی شعری، داور است تصمیم میگیرم اثرم را بفرستم یا نه. اگر همان آقای «الف» بشود آقای «ب» در تصمیم من تأثیر دارد.
پس شما با این دیدگاه موافقید که دولت در حد یک ناظر در فعالیتهای فرهنگی و ادبی حضور داشته باشد؟!
به نظر من دولت وبال گردن هنر و ادبیات است. تنها توجیه حضور دولت در این عرصههای کاملا تخصصی این است که پول دست دولت است. اگر نهادهای صنفی در کشور ما به آن اندازه از تعالی رسیده بودند که میتوانستند اقتصاد خودشان را تأمین کنند مشکل حل میشد. من روی این نکته تأکید میکنم که دولت ــ فارغ از مصداق کدام دولت ــ در عرصۀ فرهنگ وبال گردن است.
این مصیبت ناشی از آن است که هیچ تشکل صنفی شکل نگرفته و به این توانایی دست نیافته است که خودش را اداره کند و جشنوارهای را برگزار کند. آیا خانۀ شاعران ایران، که تازه چندان هم غیردولتی نیست و خانۀ همۀ شاعران ایران هم نیست، میتواند جشنواره برگزار کند؟! در وضعی که شعر و ادبیات در کشور ما دارد، فرصت انتخابی وجود ندارد تا بتوانیم بپرسیم آیا برگزار شدن جشنواره با نظارت دولت بهتر است یا بینظارت آن.
همانگونه که میدانید واژۀ «بینالمللی» واژهای است که این جشنواره آن را یدک میکشید. شما این جشنواره را تا چه حد بینالمللی میدانید؟ با توجه به اینکه زبان فارسی از قرون گذشته آوازهاش مرزها را درنوردیده و برای جهان شناخته شده است.
ما باید یک کاری کنیم که اول شاعران ایران به شرکت در جشنواره تمایل داشته باشند. بینالمللی یا بین کروی بودن آن چندان مهم نیست. این پسوندی است که به طمع عوایدش مطرح میشود. این واژه را بهکار میبرند تا بشود بیشتر به نامش خرج کرد. این در حالی است که درواقع این جشنواره بین استانی و حتی بین شهرستانی هم نیست، چه برسد به بینالمللی. تعداد شاعران شهرستانی که طی این چهار دوره به جشنوارۀ شعر فجر دعوت شدهاند (اعم از افتتاحیهها و اختتامیهها) به پنجاه نفر هم نمیرسد.
از نظر شما چه باید کرد؟
اگر قرار است که جشنوارۀ شعر فجر همچنان در سال بعد برگزار شود، باید از همین امروز دبیر جشنواره، داوران آن و دستورالعمل دریافت اثر اعلام شوند و از همین امروز باید گروههایی با شاعرانی از سراسر کشور مشاوره کنند. از همین الآن گروهی تشکیل شود تا دیدگاه اهالی ادبیات را، چه از شأن ادبیشان و چه از شأن علمیشان، جمعآوری کند و سه ماه بعد، که شش ماه به زمان برگزاری جشنواره باقی مانده است این دیدگاهها بهکار بسته شود. نه اینکه سه ماه مانده به آخر سال، آقایان دستپاچه شوند که باید گزارش کار بدهد و پولی در بودجهاش در نظر گرفته شده که باید در جایی هزینهاش کنند و باز دست به دامن فردی شود و دوباره دور باطلی، که به گرهافزایی میانجامد، طی شود.
مصاحبه کننده: میرشمس الدین فلاح هاشمی
|