این روزها دفاتر شعری یکی پس از دیگری به زیور طبع آراسته می گردند و بعضاٌ زینت بخش ویترین های کتابفروشی ها می شوند. حال آنکه درصد بالایی از شاعران این دفاتر جوانند و این شاید در آینده نویدبخش رونق ادبیات فارسی باشد.
بررسی و نقد مجموعه هایی که منتشر می شود خیلی هم آسان نیست. چرا که بایستی نقدی منصفانه نمود و به اصطلاح نکات ضعف و قوت کار را باهم دید.
دفتری که اکنون از آن خواهم گفت مجموعه شعری است با نام "یک چندم از من" از شاعر جوان، سرکار خانم آریان که توسط انتشارات "هنر رسانه اردی بهشت" در سال 1389 به چاپ رسیده است. این مجموعه شاید به نوعی دردگفتارهایی باشد که در قالب غزل سروده شده است. دغدغه شاعر موضوعات اجتماعی است و البته در مواردی نیز مسایلی است که بعضاٌ شخصی می شود.
شاید کشف شاعرانه بارزی در این دفتر وجود نداشته باشد ولی زبان صمیمی و نزدیک به محاوره، مرزهای سخت تفهیمی را که این روزها با نام پست مدرن مُد گشته است بین شاعر و مخاطب برمی دارد و باعث می شود تا مخاطب ارتباط صمیمانه تری با اشعار برقرار کند.
" از دست چشمانت امشب تأمین جانی ندارم/ ای گل ببین هیچ قصد بلبل زبانی ندارم..."(عشق، ص30) یا در بیت دوم شعر"زیاد"(ص41) که می گوید: "گفتند که بابا ولش کن حیف تو نیست/این روزها در کوچه ها دختر زیاد است..." یا در اثر "شش برابر"(ص49) "باز هم مورچه در رهگذر است/ منتظر در صف قند و شکر است/ منتظر در صف طولانی و باز/نوبتش بعد هزاران نفر است/ من دلم ران ملخ می خواهد/ مادرم گفته: برایت ضرر است..." و شعرهای فراوانی که به خاطر عدم اطاله کلام از ذکر تمامی آن خودداری می کنم.
اما آنچه در مورد این دفتر لازم به ذکر است اینکه شعریت و شاعرانگی و کشف شاعران در اثر کم است. کم بُنیگی و کشفیات اندک شاعرانه سبب می شود که ما حتی در اشعار دفاع مقدسی نیز که بایستی قوام یافته تر و مستحکم تر باشند التذاذ ادبی چندانی از آن نبریم. علت تأکید بنده روی اشعار دفاع مقدسی به علت این است که این اشعار در این دفتر مایه تشخص دفتر آریان است و می طلبد پخته تر و پربنیه تر باشد.
گاه گاهی شاعر افسار شعر را به دست می گیرد و مانوری زیبا و دلنشین ارائه می دهد. " ... صدای زوزه بگو از کجاست؟ چیزی نیست/ سه قطره خون سگ ولگرد بود جان می داد." که شاعر به گونه ای زیبا هم حرف خود را زده و هم نام دو اثر صادق هدایت را ذکر کرده است. (مثل سگ، ص 69-70)
اگر نگاهی عمیق تر به این مجموعه بیاندازیم شاید پربیراه نباشد که بگوییم حداقل ده پانزده شعر آن می توانست از این دفتر حذف گردند.
به خاطر اینکه کمی بیشتر با این مجموعه آشنا شویم درچند اثر آن عمیق ترمی شویم.
متاسفانه در اثر "شعر"(ص7) ضعف و سستی قافیه آزار دهنده است. در غزلی هفت بیتی آوردن قوافی غلط که حتی بزرگان ادبیات ما مثل آن را به ناچار و در اندک موارد آورده اند باعث می شود تا مخاطب فکر کند که شاعر احاطه واژگانی خوبی ندارد و برای سرودن اشعارش از آوردن هرچیزی که نمی توان آن ها را جزء قوافی به حساب آورد ابایی نداشته است. مثل حروف اضافه "را" و "با" که سه بار در این اثر قافیه شده اند.
در شعر "باران"(ص9) آنچه زینت بخش چشم و گوش ما می شود حس آمیزی زیبایی است که از باران به ما می دهد." چه عجب از این طرف ها باران/ راه گم کرده ای آیا باران/ آفتاب از چه طرف سرزده که / سر زده آمدی اینجا باران..." (آمدن حرف "که" در مصراع سوم هم آسیب زبانی است و هم توجیه مناسبی ندارد) خطاب قرار دادن "باران" و در واقع گلایه مندی از تأخیر آن گرچه فضای غمگینی را رغم زده است اما طراوت آن از بین نمی رود و بوی رطوبت و نسیم در واژگان آن مسرت بخش است. بیت پنجم نیز به نوبه خود شاید زیباترین بیت اثر باشد؛ " غنچه هایم همگی سقط شدند/ باغ هم رفته سر زا باران"
در شعر "جمعه" (ص11) وجود حرف "و" در بیت های اول، دوم و چهارم اصلا چشم نواز نیست! هم خوانش شعر را تحت تأثیر قرار می دهد و هم اینکه از نکات ضعف شعر تلقی می شود. اما در همین اثر ترکیب "جمعه بازار" با توجه به ردیف های "جمعه" زیبا نشسته است. "چقدر بی تو جهان مثل جمعه بازار است/ و گفته اند که می آیی از قضا جمعه"
در شعر "ناگهان"(ص15) با توجه به موضوع زیبایی که شاعر مطرح می کند می توانست زیباترین اثر این دفتر باشد اما هجوم واژگان اسمی و توصیفی که انگار بالاجبار تنگ درتنگ هم نشسته اند کمی ما را در برقراری ارتباط با شعر دچار مشکل می کند. تقریباُ سی وسه واژه یکبار مصرف در اثر آمده است. در اثری که یازده بیت بیشتر ندارد؛ به طور میانگین در هر بیت دو واژه. این شعر می توانست در قالب قصیده زیباتر باشد. آن وقت شاید با وجود توصیفات زیباتر و کمی تبیین واژگانی اثر، شعری قوی و گیراتر خلق کرد. به هر حال ارتباط شعری اثر کمی ضعیف است. و باز تأکید می کنم چنانچه این موضوع در قالب قصیده عرضه می شد کار جذابی خلق می گردید.
در شعر " درخت باردار"(ص19) تصاویر رنگارنگ و نوستالوژیک (با توجه به اینکه کلاُ در چهار بیت سروده شده است) بیشتر شبیه یک داستانک یا مینی مال است. البته شعر می توانست در بیت سوم تمام شود!
و نکته آخر اینکه تنوع وزنی اثر زیاد است و این تنوع وزنی آن هم از اوزان ثقل و خاقانی گون، به نظر بنده از محاسن کار نیست. اگر این مجموعه در دو سه وزن روان وآسان با همان زبان سلیس و صمیمی سروده می شد در مجموع کار قابل تأملی خلق شود. |