یادداشت
"آخرین سامورایی" فیلمی که دوستش دارم
در زمانه های قدیم سیصد سرباز ایرانی چنان جلوی هزاران سرباز متجاوز یونانی ایستادند...
چهارشنبه، 16 تیر 1389 - 16:13
|
شـعر
قامتی که در چشمهایش خمید
انگار آمدی/
موهایت سیاه بود و قامتت خم/
نزدیک تر که آمدی...
یکشنبه، 13 تیر 1389 - 09:04
|
داستان
داغ مثل خاک مثل سرب
پشت خاکریز دراز کشیده بود. هراز چندگاهی سرش را بالا می گرفت و یواشکی آن طرف خاکریز را می پایید.
یکشنبه، 23 خرداد 1389 - 09:16
|
داستان
یک ماچ گنده از خرمشهر!
روز امتحانم نبود؛ به همین خاطر همراه پدرم رفتم بیجار1. پدرم زنبیل های شلتوک برنج را به کول گرفت و با زحمت از میان گل ولای بیجار راه افتاد...
پنجشنبه، 30 اردیبهشت 1389 - 02:30
|