داستان
داغ مثل خاک مثل سرب
پشت خاکریز دراز کشیده بود. هراز چندگاهی سرش را بالا می گرفت و یواشکی آن طرف خاکریز را می پایید.
|
|
یکشنبه، 23 خرداد 1389 - 09:16
|
داستان
سه تابلوی رئال!
مرد سراسیمه از خانه بیرون زد. کمی از فشار بمباران ها کاسته شده بود. بچه ها گرسنه بودند. توی تنها اتاق سالم خانه نشاندشان به بازی تا برگردد.
|
|
یکشنبه، 16 خرداد 1389 - 09:54
|
یادداشت مقاله
داستانک و تبلور آن در گلستان سعدی
شاید "ارنست همینگوی" در آن مسابقه ی یک صد دلاری با داستانک " یک جفت کفش نوزاد کار نکرده فروشی" همگان را متحیر ساخت، جرقه ی استفاده از این ابزار نوین در ذهن بسیاری از نویسندگان نقش بست. دردورانی که رغبت به رمان رفته رفته کاهش یافته است و کثرت رمان های نسبتا متوسط مزید بر علت گردیده است استفاده از داستان های مینی مال یا به قولی " داستانک" حیات دوباره ای است که بر جان ادبیات داستانی می دمد...
|
|
پنجشنبه، 16 مهر 1388 - 07:56
|