|
 |
|
 |
|
سمفونی عقربه ها
عقربه ها / بالا مانده اند/
تسلیم نگاه تو/
شرمگین از سرازیر شدن./
دوباره بخوان / فرصت خوبی ست...
|
قناری و شاخه
شاخه را اگر سرد است...
|
هر چه داریم
تو را هیچگاه از یاد نخواهیم برد/
هنوز/
کوچه هامان به نام توست/
خیابان هامان/
بزرگراه هامان.../
هنوز/
هرچه داریم از شما داریم/
خانه هامان/
ویلاهامان.../
|
بیشترین محصول
امسال/ بیشترین محصول را درو کردیم/ امسال/ به جست و جویت/ دوباره آمدند/ و زمین را شخم زدند/ ولی/ پدر میخواهد/ سالهای بعد نیز/ بیشترین محصول را/ درو کند!/ پس/ مزارت برای همیشه/ مخفی خواهد ماند.
|
می دانم نگرانی
برادر من!/
که پرچم به دست گرفته ای و/
غریو الله اکبر داری/
می دانم که نگرانی/
این قطاری که از زیر انقلاب می گذرد/
در نیاوران ایستگاه ندارد!
|
من هم دوستت دارم
گاهی/
دلم آنقدر تنگ می شود/
که می خواهم دست تک تک شهر را ببوسم/
بروم بر بلندای بلندترین مناره شهر/
از لابه لای آیه الکرسی هایم ، به سمتشان فوت کنم/
چشم بدوزم به قطرات ریز باران/
به آغوش گرم خدا/
آرام بگویم: من هم دوستت دارم...
|
چشمهایت،چشمهایم
چشمهایت/
حرف که می زند/
چشمهایم/
بغض می کند/
و من/
در لغزش معصومانه ی چشمهایت/
می لرزم./
اما دوباره/
زمان رفتن است،/
پس می روم/
و تکثیر شدن مدامم را/
در چشمهایت/
نمی بینم...
| ادامه شـعر |
|
|
|
 |
آمـار بازدیـد |
 |
|
| بازديد امروز: | 135 |
| بازديد دیروز: | 191 |
|
|
|
|
|